اما ما چه کرده بودیم؟ تنها سطح روابط را از سفیر به کاردار کاهش داده و فرصتی دوهفته ای به سفیر داده بودیم که خاک ایران را ترک نماید. اقدامی که به نظر می رسد بسیار مهربانانه است در مقایسه با اقدام انگلستان.
ضمنا ما در پی ورود دانشجویان به سفارت انگلستان، خودمان آن را محکوم نمودیم و عده ای از دانشجویان را به محاکم قضایی سپردیم.
آیا بهتر نبود از همان ابتدا، و چه بسا سالها پیش (دوران اصلاحات) که وزیر خارجه ی بی تربیت انگلستان همراه با همتایان فرانسوی و آلمانی اش در ایران، در مقابل وزیر خارجه و گروه مذاکره کننده ی ما پایش را بی ادبانه روی میز مذاکره گذاشت، این سفارت بطور کامل تعطیل می شد؟
البته از دولتمردان!!! آن دوران انتظاری نبود، چه اینکه آنها در بهترین حالت، خودشان مرعوب غرب بودند، اگر مامور نبوده باشند. اما دست کم امروز این انتظار از مجلس و حتی قبل از آن از دولت وجود داشت که زودتر از اینها به کل روابطش را با انگلستان قطع مینمود. (البته اگر تحت فشار اولیای آقازاده های درسخوان لندن نشین قرار نمی گرفت.)
به هرحال اکنون هم هیچ اتفاقی برای کشور ما نخواهد افتاد. مگر تاکنون که با آمریکا که روزی بزرگترین اقتصاد جهان بود، رابطه نداشتیم، چه اتفاقی افتاد که اکنون قطع رابطه ی سیاسی و اقتصادی با کشور ورشکسته انگلستان بخواهد به ما ضربه ای بزند؟
این روزها سه کشور منحوس اروپایی طرح تحریم نفتی ایران را نیز مطرح کرده اند، باز هم مشکلی نیست.
حلقه را تنگ تر کنید، ما بیشتر شکوفا می شویم.
صدای گرفته و به خرخر افتاده ی تنفس غرب امروز شنیدنی است و در این گردنه و پیچ تاریخی، دیگر قدرت ادامه ی مسیر را ندارد، اما این اسلام و ایران هستند که تازه در این گردنه ها شتاب می گیرند و روزبه روز قدرتمندتر و موثرتر در جهان عمل خواهند نمود. انشاءلله.
زیاد کتاب نمی خوانم.
اما هر کتابی از رضا امیرخانی در بیاید، حتما می خوانمش.


جانستان کابلستان را همین الان تمام کردم. [ویرایش شد]
نمی شود یک پیام و یک هدف از نوشته شدن و انتشار این کتاب نام برد. بیشمار هم نمی توان شمرد آن اهداف و پیام ها را .... اما کم هم نیستند.
بخوانیدش این کتاب را.
پی نوشت: چند روز قبل، مصاحبه ای از امیرخانی خواندم که دارد نظرم را در موردش عوض می کند.
گاهی اوقات ما در مورد فردی که مشهور می شود، تصورات غلطی پیدا می کنیم. اما باید دانست
که "مشهور بودن" مترادف "بزرگی" نیست. همچنین مترادف "عمیق بودن تفکر" نیست.
باید بدانیم که دانستن چند اصطلاح دینی و تسلط در به کار بردن آنها، به معنی داشتن شناخت
کامل از دین نیست.
روزهای فاطمه (سلام الله علیها) ..........
...............و کجا بودی اباالفضل (علیه السلام)؟!
..............................ای کاش بودی اباالفضل (علیه السلام)
آنگاه کدام غلامی جرات می کرد که لگد به در سوخته ی خانه ی فاطمه (سلام الله علیها) بکوبد؟؟؟
چه کسی حتی فکر بستن دستهای علی (علیه السلام) را به مخیله اش راه می داد؟؟؟؟
اما ..... شاید اگر بودی هم فرقی نمی کرد، و مگر نه پدرت مامور به سکوت بود و خون دل خوردن؟ مگر نه حسن و حسین نیز مجبور به سکوت بودند در آن تاریکی شب؟؟؟
ولی ای کاش بودی و یار شانه های لرزان حسن و حسین و زینب (علیهم السلام) می شدی....
با امید سالی نیکو برای همه ی مسلمانان و شیعیان اهل بیت پیامبر رحمت علیهم السلام
با امید پیروزی و به نتیجه و غایت مطلوب رسیدن قیام مردم تونس، مصر، لیبی، یمن و خصوصاً بحرین
با امید نابودی دشمنان اسلام و تشیع
سال نو مبارک
چیزی نمی نویسم
فقط و فقط طراوت بهار را به شما هدیه می کنم.




عکسها مربوط به بهار 88 و 89 در شیوند و دهدز، استان خوزستان هستند.
از فتنه مفسدان به تنگ آمدهایم
هر کس هر چه می خواهد بگوید، احساس غرور می کنم وقتی می بینم محمود خودمان، که مال خودمان است، با همه ی انتقاداتی که به او وارد است، پایش را بر خرخره ی اسراییل گذاشته و نمی ترسد از اینکه لحظه به لحظه بیشتر فشارش دهد.
به امید خفگی اسراییل زیر پای مسمانان.
پی نوشت: امیدوارم محمود، همان محمود خودمان بماند، نه اینکه بشود محمود مشایی!!!


