

به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علی علیه السلام، جشن " دیدار با پدران آسمانی " توسط فرزندان شاهد برگزار گردید.
عکسی که مشاهده می کنید از حاشیه این مراسم است.
گزارش تصویری در سایت دوربین.نت منتشر شده است.



ادامۀ گزارش تصویری را در سایت دوربین.نت مشاهده فرمایید.
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی :
... لازم است رزمندگان داوطلب از تمام دنياى اسلام با برنامه ريزى حساب شده، در صورت ادامه جنگ و سكوت مجامع جهانى به حزب الله بپيوندند و تمام متمكّنان مبالغ قابل ملاحظه اى براى بازسازى لبنان در اختيار دولت لبنان قرار دهند و مسلمين يكصدا از مجامع جهانى محاكمه سران آمريكا و رژيم غاصب اسرائيل را به عنوان جنايتكاران جنگى بخواهند ...
منبع : http://www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=News&file=article&sid=1327


يكي از عناصر بانفوذ دربار سعودي، از تباني سري «حسني مبارك» و «ملك عبدالله» با «كاندوليزا رايس»، وزير خارجه آمريكا پرده برداشت.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين عضو عاليرتبه دربار سعودي كه از عناصر مرتبط با شبكه «القاعده» در عربستان است، در آخرين پيام ارسالي خود به «القاعده»، تباني سري «حسني مبارك»، رئيسجمهور مادامالعمر مصر و «ملك عبدالله»، پادشاه عربستان با وزير خارجه آمريكا در اوايل ژوئن را فاش كرد.
بنا بر اظهار اين چهره عاليرتبه دربار سعودي، ايالات متحده، پيش از حمله اسرائيل به نوار غزه در مذاكراتي جداگانه با «مبارك» و «عبدالله» اقدام تلآويو براي نابود كردن «حماس» و به دنبال آن حمله به حزبالله لبنان را به اطلاع آنان رسانده است.
در مذاكرات سري رايس با عبدالله و مبارك، ضمن تشريح طرح خاورميانه جديد آمريكا كه در آن، روند دمكراتيك كردن خاورميانه و اصلاحات ساختاري در كليه كشورهاي منطقه مورد تأكيد قرار دارد، به عربستان و مصر وعده داده شده است كه در صورت همراهي با اقدامات اسرائيل و كنترل فضاي جهان اسلام در برابر اين حملات، اين دو كشور از پروسه دمكراتيك كردن خاورميانه مستثني خواهند شد.
بنا بر اظهارات اين منبع مرتبط با «القاعده»، ملكعبدالله پس از مذاكره با رايس، اقدام به تبادل نظر با مبارك و همچنين مشورت با تعداد معدودي از شاهزادگان و علماي متنفذ سعودي كرده است.
اين منبع سعودي در پايان پيام خود، زمان اعلام موافقت اميرعبدالله به آمريكا براي حمله اسرائيل به دولت حماس و حزبالله را اوايل ماه ژوئن اعلام كرده است.
گفته ميشود، موضع غيرمنتظره «ايمن الظواهري»، مرد شماره 2 «القاعده» به حمله اسرائيل به لبنان پس از سكوت در برابر حمله ارتش اسرائيل به نوار غزه، به رغم اختلافات عميق «القاعده» با حزبالله، در واكنش به اين پيام و فاش شدن توافق پنهاني عربستان سعودي و مصر با آمريكا، براي حمله اسرائيل به فلسطين و لبنان صورت گرفته است.
پيام حضرت روح الله به مناسبت پذیرش قطعنامه ۵۹۸
زمان: 29 تير 1367 / 5 ذى الحجه 1408
مکان: تهران، جماران
* ما مى گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.
ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداریم؛ ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم.
* در آینده ممکن است افرادى آگاهانه یا از روى ناآگاهى در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمى دانند کسى که فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه اى وارد نمى سازد.
* من باز مى گویم که قبول این مسئله براى من از زهر کشنده تر است، ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم.
* ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجى و بین الملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم؛ حال اگر نوکران امریکا نام این سیاست را توسعه طلبى و تفکر تشکیل امپراتورى بزرگ مى گذارند، از آن باکى نداریم و استقبال مى کنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشه هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و کمونیزم در جهان هستیم.
* ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسى را نداریم؛ و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داریم...

* راهى جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریکا را شکست، و الزاما یکى از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزى؛ که در مکتب ما هر دوى آنها پیروزى است.
* ما اعلام مى کنیم که جمهورى اسلامى ایران براى همیشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامى و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تامین و آنان را به مبانى عقیدتى و تربیتى اسلام و همچنین به اصول و روشهاى مبارزه علیه نظامهاى کفر و شرک آشنا مى سازد.
* فرزندان انقلابى ام، اى کسانى که لحظه اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد.
مى دانم که به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است.
بغض و کینه انقلابى تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید، و بدانید که پیروزى از آن شماست.
* امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى کند.
* مبارزه با رفاه طلبى سازگار نیست، و آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بیگانه اند.
و آنهایى هم که تصور مى کنند سرمایه داران و مرفهان بى درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان کمک مى کنند آب در هاون مى کوبند.
بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحت طلبى ، بحث دنیاخواهى و آخرتجویى دو مقوله اى است که هرگز با هم جمع نمى شوند و تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.
* امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بى درد شروع شده است و من دست و بازوى همه عزیزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده اند مى بوسم ...

بغض گلویم را می فشارد.
گریه نمی کنم! تا شاید بغض فرو خورده ام خشمی باشد علیه ظالمان!.
ظالمان چه می کنند؟ یاران مظلومان چه می کنند؟
من چه می کنم؟
برادران و خواهرانم را می کشند. نا برابر.
همچون کرکس لاشه خوار از آسمان بر سرشان فرو افتند بمبهای سنگین ظالمان!
در ذهنم سوالی دارم.
آیا کودکان شش ماهه تحمل سنگینی این بمبها را دارند؟
ظالمان چه می کنند؟ یاران مظلومان چه می کنند؟
من چه می کنم؟
می روم و از مظلوم دفاع می کنم؟ می مانم و تماشا می کنم؟
من چه می کنم؟؟؟؟؟؟؟؟ من چه می کنم؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا کارهای مهم تری دارم؟ اصلا کارهای مهم تری وجود دارد؟
می دانم ظالمان چه می کنند! اما نمی دانم! یاران مظلومان چه می کنند!!!؟
اما این را هم نمی دانم! که من چه می کنم؟ و چه باید کرد؟
|
|
|